مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى
211
تاريخ علماى بلخ ( فارسي )
حسادت ديگران مىشد كه او را مورد طعن قرار دهند . از آن جمله ابو هشام باهلى است كه بشّار را به خاطر كور بودنش سرزنش كرده است . اصمعى مىگويد : بشّار كور مادرزاد بود و هرگز دنيا را نديده بود ، ولى تشبيهات كم نظيرى داشت كه بسيارى از چشمداران دنيا قادر به آن تشبيهات نيستند . از بشّار سؤال شد كه تو دنيا را نديدهاى پس چگونه تشبيهات زيبايى به كار مىبرى ؟ وى گفت : خداوند اگر نعمتى را از انسان گرفت در عوض به او نعمتى مىدهد . اگر چشم را از من گرفته در عوض قلب و حافظهاى قوى به من داده است كه با آن اشيا را حس كنم . ابو عبيده مىگويد : بشّار كمتر از ده سال سن داشت كه شعر مىسرود و در نوجوانى يكى از شعراى برجستهء زمان خود بشمار مىرفت . او گفت : من جرير را به خاطر آن هجو كردم كه او مرا به خاطر كمى سنّم كوچك مىشمرد و مرا تحقير مىكرد . درحالىكه در آن سن و سال شاعرترين مردم زمانم بودم . اصمعى عقيده دارد كه بشّار خاتمة الشعراء مىباشد . اگر مردم دنيا بخواهند شعرا را توصيف كنند ، كسى به پايهء بشّار نخواهد رسيد . ابو زيد احمد بن سهل بلخى مىگويد : اكثر ابيات بشّار در قالب قصيده است . جاحظ در كتاب البيان و التبيين آورده است : بشّار مرد سخنورى در نظم و نثر ، صاحب سبك صناعت شعر عرب و در اين فن داراى ابداع و اختراع و اشعارش داراى سجع ، اوزان و جناس بود . او تنها كسى بود كه با جرير برابرى مىكرد ، امّا جرير به خاطر كمى سنّ بشار ، او را تحقير مىكرد و او هم جرير را هجو مىكرد . جاحظ مىگويد : بشّار اعتقاد به رجعت داشت و مىگفت : مردم پس از مرگ به دنيا باز مىگردند . او قول شيطان را مىپسنديد كه مىگفت : آتش به گل ارجحيّت دارد . مانند اين بيت : « 1 » الأرض مظلمة و النّار مشرقة * و النّار معبودة مذ كانت النّار اين خبر وقتى كه به ابو حذيفه و اصل بن عطاء رسيد ، بشّار را تكذيب كرد و بشّار هم
--> ( 1 ) - البيان و التبيين ، ج 1 ، ص 49 .